1. پیش از رفتن به مهمانی خودتان را تر و تمیز کنید. اگر به فکر آبروی خودتان نیستید به فکر آنها باشید که قرار است با شما روبوسی کنند.
2. اگر می خواهید پیش از رفتن به مهمانی دوش بگیرید، برای این کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنید. باور کنید آب مناسب تر است.
3. برای میزبانتان گل ببرید؛ اما اگر وسعتان نمیرسد که از گل فروشی گل بخرید، از گلهای داخل پارک استفاده نکنید؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بی کسی دق کند.
4. قبل از وارد به خانه ی میزبانتان یا ا... بگویید. شاید آنها در خانه شان سر بریده داشته باشند.
5. هنگام ورود به همه سلام کنید و با همه دست بدهید،مگر اینکه خانه ی میزبان در استادیوم آزادی باشد.
6. به اتاق های خانه ی میزبان سرک نکشید. اینجا هم همان بحث سر بریده مطرح می شود.
7. اگر سینی چای را جلویتان گرفتند، به صورت کسی که سینی را در دست دارد خیره نشوید. این عمل مربوط به مجالس خواستگاری است. آن هم تنها در سریالهای تلویزیونی.
8. اگر پایتان بوی بد می دهد، فقط در مهمانی های دست جمعی شرکت کنید. این طوری کسی نمی فهمد که تولید کننده ی بوی باتلاق شما هستید.
9. وقتی تلفن خانه ی میزبان زنگ می زند، شما گوشی را بر ندارید.
10. تلفن های خارج کشورتان را در مهمانی نزنید. امروز روز تکنولوژی پیشرفت کرده است و یک پرینت از مخابرات مایه ی آبروریزی آدمهای آویزن می شود.
11. اگر احیاناً در خانه ی میزبان سر بریده دیدید، به روی خودتان نیاورید.
12. هنگام خوردن غذا، صدای خفه کن دهانتان را روشن کنید.
13. اگر شک دارید که درآمد میزبانتان از راه حلال به دست آمده است یا نه، بنا را بر حلال بگذارید .
14. اگر یقین دارید که درآمد میزبانتان از راه حرام به دست آمده است، تا وقتی که در خانه ی او هستید چیزی نخورید؛ حتی اگر چیز اساسی و توپی باشد. مثال چیز اساسی و توپ: خوراک میگو، شکلات خارجی، پسته ی فرد اعلا و...
15. اگر در غذایتان مو پیدا کردید، آن را نبینید.
16. اگر میزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنید که لقمه در گلویتان گیر کرده است و دارید خفه می شوید. مثل آدم از او بخواهید که کمی آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشید دیگر.
17. اگر در مجلس ختم شرکت کرده اید، قیافه ای محزون به خود بگیرید و به چیزهای غم انگیزی مثل شب امتحان، وبا، کاندولیزا رایس فکر کنید.
18. اگر در مجلس عروسی شرکت کرده اید، چیزهای خوب را در ذهنتان مجسم کنید و به سريال طنز شبانه ی دیشب فکر نکنید.
19. اگر قرار است مهمان به خانه تان بیاید... خدا صبرتان بدهد.
20. اگر مهمان هایتان بیشتر از تعداد پیش بینی شده بودند، آنها را گزینش نکنید. خدا بزرگ است، بالاخره یه طوری می شود.
21. هنگام مهمانی رفتن، کسانی را که دعوت نیستند با خودتان همراه نکنید. درست است خدا بزرگ است؛ اما حیای شما کجا رفته؟
22. لقمه هایی را که مهمانانـتان بر می دارند در ذهنتان شمارش نکنید. مگر مغز شما کامپیوتر است؟ یک نفر را مسئول کنید که با ماشـین حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسیم بر تعداد کند. این طوری معقول تر است، نه؟!
23. اگر مهمانتان از شهر دیگری آمده است، پس از صرف شام در باره ی راحتی و امکانات مناسب هتل های شهرتان حرف نزنید. مردم خر که نیستند، متوجه منظورتان می شوند.
24. زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزیزانتان آدم باشید.
نوشته شده توسط فهیمه در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 13:57 موضوع مطالب جالب و خنده دار | لینک ثابت
چند وقت پيش داشتم از کنار خيابون قدم ميزم و زير لب هم ترانه اي زمزمه ميکرم.
يه نگاهي چشمم به چراغ جادويي افتاد :
زود دويدم و اونا برداشتم و دست کشيدم روش !!!
ناگهان ، ابري سياه ، آسمون را پوشاند و رعد و برقي درگرفت .
وووووووف !!! (( غوله پريد بيرون ))
رو به من کرد و گفت :
چه آرزويي داري اي بنده ي محبوب؟
من ، که حسابي ترسيده بودم سرم را به طرف بالا کردم و گفتم :
اي ...
از تو مي خواهم جاده اي بين اتوبان چمران !!! و هاوايي !!! بسازي تا هر
وقت دلم خواست در اين جاده با موتر رد بشم و تک چرخ بزنم , تازه دستم را
هم بزارم رو بوغ و بوغ بوغ بازي کنم !!! .
که ...
از طرف آقا غوله ندايي اومد :
" اي بنده !!! من تورا بخاطر وفاداري ات بسيار دوست دارم و مي توانم آرزوي
تو را بر آورده کنم ، اما ، هيچ مي داني انجام تقاضاي تو چقدر دشوار است ؟
هيچ مي داني بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت کنم ؟ هيچ مي داني چقدر آهن و
سيمان و فولاد بايد مصرف شود . هيچ ميداني چقدر بايد تونل بکنم ,((خوب اين
جوري که جر ميخورم)) ؟
من همهء اينها را مي توانم انجام بدهم ، اما آيا نمي تواني آرزوي ديگري بکني ؟ "
منم ،يکم فکر کردم و گفتم :
" من از کار زنان سر در نمي آورم !!!
مي شود به من بفهماني که زن ها چرا گريه مي کنند؟مي شود به من بفهماني
احساس درونيء شان چي يه؟اصلآ مي شود به من ياد بدهيد که چگونه مي توان
زنان را خوشحال کرد؟ "
ناگهان صدايي از جانب ... او آمد که :
اي بنده !!! آن جاده اي را که خواسته بودي دو بانده باشد يا چهار بانده ؟؟ !!!
نوشته شده توسط مینا در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:19 موضوع | لینک ثابت
ابوبكر رباني اكثر شبها به دزدي رفتي و چندانكه سعي كرد چيزي نيافت.
دستارخود بدزديد و در بغل نهاد. چون در خانه رفت زنش گفت: چه آورد
هاي؟گفت: اين دستار آورده ام. گفت: اين كه از آن خود توست. گفت: خاموش
تو نداني. از بهر آن دزديد هام تا آرمان دزديم باطل نشود.
________________________________________
جحي گوسفند مردم ميدزديد و گوشتش صدقه ميكرد. از او پرسيدند كه اين چه
معني دارد؟ گفت: ثواب صدقه با بزة دزدي برابر گردد و درميان پيه و دنب هاش
توفير باشد.
________________________________________
________________________________________
سيد رض يالدين شبي پيش بزرگي خفته بود. هر بار با سيد ميگفت: چيزي بگوي تا
ميبخسبم. چون چند بار مكرر كرد سيد را خواب غلبه نموده بود گفت: تو گه
مخور، چيزي مگوي تا من بخسبم.
________________________________________
طلحك دراز گوشي چند داشت. روزي سلطان محمود گفت: دراز گوشان او را به الاغ
گيرند تا خود چه خواهد گفتن. بگرفتند. او سخت برنجيد پيش سلطان آمد تا
شكايت كند. سلطان فرمود كه او را راه ندهند. چون راه نيافت در زير دريچه
اي رفت كه سلطان نشسته بود و فرياد كرد. سلطان گفت: او را بگوئيد كه امروز
بار نيست. بگفتند. گفت: قلتباني را كه بار نباشد خر مردم به كجا برد كه
بگيرد.
نوشته شده توسط مینا در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت
شبي پسرمان نزد مادرش كه در آشپزخانه در حال پخت شام بود رفت و يك برگ
كاغذ به او داد . همسرم دست هايش را با حوله اي تميز كرد و نوشته ها را با
صداي بلند خواند.پسرمان با خط بچه گانه نوشته بود: صورت حساب
كوتاه كردن چمن باغچه 5 دلار
مرتب كردن اتاق خوابم 1دلار
مراقبت از برادر كوچكم 3دلار
بيرون بردن سطل زباله 2دلار
نمره رياضي خوبي كه امروز گرفتم 6دلار
جمع بدهي شما به من 17دلار
همسرم را ديدم كه به چشمان منتظر پسرمان نگاه مي كرد،چند لحظه خاطراتش را
مرور كرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورت حساب پسرمان اين عبارات را
نوشت: صورت حساب
بابت سختي 9ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي هيچ
بابت تمام شبهايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم هيچ
بابت تمام زحماتي كه در اين چند سالكشيدم تا تو بزرگ شوي هيچ
بابت غذا،نظافت تو و اسباب بازيهايت هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است.
وقتي پسرمان آنچه را كه مادرش نوشته بود خواند،چشمانش پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان مادرش نگاه مي كرد گفت:مامان...دوستت دارم.
آنگاه قلم را برداشت و زير صورت حساب نوشت:قبلا به طور كامل پرداخت شده!!!! ''كاش همه بدهي ها همينجور پرداخت ميشد''
نوشته شده توسط مینا در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك
نوشته شده توسط مینا در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 14:36 موضوع | لینک ثابت
در چند روز گذشته از راديو صداي تهران يکي از قوي ترين استدلالها در مخالفت با دادن حق
طلاق به زنان پخش شد.
"فريدون اميرآبادي" در اين برنامه رادیویی گفت: "زنان امروز تخم مرغ هم بلد نيستند درست کنن
حق طلاق هم مي خواهند".؟؟
و به همين دليل محکم با دادن حق طلاق به زنها مخالفت کرد. آقای امیرآبادی یادمان باشد
زنها اگر هم بلد باشند تخم مرغ درست کنند، تخم مرغ پختن را جزو و ظايف خود نمي دانند
و قدر و منزلت و زنانگي خود را با آشپزي براي امثال شما محک نخواهند زد.
فريدون امير آبادي با چنين اظهار نظرهايي منشا همه اختلافات خانوادگي را توقعات نابجاي زنان
دانسته و همه زنان را قبل از مراجعه به محکمه يکسره محکوم کرده است.
مسئول حل اختلاف خانوادگي شهر تهران معتقد است اگر حق طلاق به زنها داده شود،
هيچ مردي روز خوش نخواهد ديد و به عبارتي ايشان معتقد است براي بهره مندي همه جانبه
نيمي از جامعه از روز خوش، بايستي آگاهانه نيم ديگري از اجتماع از حقوق خود محروم شود.
اظهار نظر فريدون امير آبادي از رسانه ملي نه تنها توهيني غيرقابل تحمل به همه زنان ايراني
است که جسارت به تمام مرداني است که قدر و منزلت مادران خود را با آشپزي محک نمي زنند .
آقاي امير آبادي احتمالا نمي دانند که دوران خدمت خانگي و تمکين جنسي در مقابل نفقه
به سر آمده است ...
نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 19:46 موضوع | لینک ثابت
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانندتمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل ''مردسالاری'' از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : ''تمام مردها با آلت خود فکر می کنند.'' بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنيد.
4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء ''زخم خوردگان'' اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان ''مرد خوب'' وجود ندارد و تمام مردها ''احمق'' و ''عوضی'' و ''کثیف'' هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد ''رابطه در چه حالی است؟'' یا اینکه ''تنها می خواهد صدای شما را بشنود.'' او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر ''خانم بهتری'' ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.
7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.
8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان ''دختر کوچولوی بابایی'' بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.
9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!
10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانویعزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.
11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.
12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشانرا برایتان باقی نخواهند گذاشت.
ما به شما اخطار دادیم!
نوشته شده توسط مینا در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 15:17 موضوع | لینک ثابت
افرادی که متهم هستند، تصاویر غیراخلاقیای را در تلویزیون تبلیغاتی ساختمان یادمان در میدان آزادگان کرج پخش کردهاند، دستگیر شدند.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، طی دو روز گذشته فیلمی از پخش تصاویر مستهجن از تلویزیون تبلیغاتی شهری در بلوتوث و برخی وبلاگها رد و بدل و انتشار یافته است.
در این تصاویر که شایع شده از تلویزیون تبلیغاتی آزادگان شهرستان کرج پخش میشده است، برای دقایقی تصاویری از مانکنهای برهنه با وضعیتی زننده پخش میشود، این در حالی است که این تلویزیونهای بزرگ تبلیغاتی در معابر پر رفت وآمد و نزدیک مراکز خرید و حضور خانوادهها نصب شده اند.
این فیلم که تقریبا 40 ثانیه است، توسط چند جوان با موبایل گرفته شده است و به نظر میرسد این افراد خود اقدام به دستکاری و انتقال این تصاویر به تلویزیون مذکور کرده باشند؛ چرا که قبل از پخش این تصاویر یکی از این افراد میگوید فیلم برداری را شروع کرده و منتظر پخش تصاویر مستهجن است و به همراه و یا همراهان خود میگوید مراقب پلیس باشند.
در این رابطه یکی از مسئولان شهرداری شهرستان کرج، ضمن ابراز تاسف از انجام این امر اظهار داشت: این تابلو مربوط به شهرداری نبوده و بدون مجوز شهرداری 48 ساعت پیش از وقوع این عمل غیر اخلاقی انجام شده است.
وی با بیان این که برخی افراد با دسترسی به مرکز پخش این سیستم پخش مرتکب این اقدام شدند، گفت: در عین حال به محض اطلاع از این اقدام، شهرداری کرج تلویزیون مذکور را جمع آوری کرده و در حال پیگیری بانیان نصب آن است.
در همین رابطه مدیر زیباسازی خدمات شهری شهرداری کرج در گفتوگو با خبرنگار فارس در کرج در خصوص این ماجرا گفت: متأسفانه مسئولان ساختمان یادمان کرج بدون دریافت مجوز از شهرداری اقدام به نصب تلویزیونی در محل کردند و به همین دلیل ما از محتوا و علت پخش این تصاویر اطلاعی نداریم.
سیدرضا فیض اردکانی توضیح نداد که چگونه شهرداری کرج پیش از پخش این تصاویر از وجود این تلویزیون بزرگ تبلیغاتی مطلع نشده بود.
در همین رابطه یکی از فرماندهان نظامی شهرستان کرج به خبرنگار فارس در کرج گفت: متهمان این پرونده تماما دستگیر شده و تحقیقات در خصوص علت این واقعه در دست بررسی است.
وی گفت: این افراد مدعی هستند که از شهرداری برای نصب تلویزیون تبلیغاتی فوق مجوز داشتهاند.
این منبع آگاه افزود: تا این لحظه تحقیقات نشان میدهد که بر اثر یک اشتباه تعدادی عکس غیراخلاقی که در رایانه متصل به تلویزیون موجود بوده، از این تلویزیون پخش شده است.
وی افزود: متهمان این پرونده دستگیر شده و در تلاش هستیم بدانیم که این کار عمدا صورت گرفته است و یا خیر.
اینم فیلمش!
نوشته شده توسط فهیمه در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
گر از بلندی بیفتم شاید نمیرم ولی اگه از چشمات بیفتم حتما میمیرم
![]()
![]()
![]()
گریه کردم اشک بر دلم مرحم نشد ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی از هزاران گل گی همچون تو پیدا نشد
زن از شوهرش می پرسه: عزیزم! تو زن خوشگل دوست داری یا زن با شعور؟ شوهرش می گه: هیچ کدوم عزیزم! من تو رو دوست دارم !!
![]()
![]()
![]()
اگر........ .......اگر سهم من ........ ......از اين همه ستاره ....... .......فقط سوسوي غريبي است...... ........ غمي نيست. ........... همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه شب خواب دیدم منو تو رفتیم اون دنیا ،من نمیتونستم از روی پل صراط رد بشم توی با معرفت من رو کول کردی رفتیم در بهشت، یه فرشته دم در بهشت ایستاده بود که به من گفت:اقا الاغت رو پارک کن و خودت بفرما داخل
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه یه چیزی شد که هم دلت سوخت هم کونت برو خدا رو شکر کن از اینکه دوگانه سوز شدی
![]()
![]()
![]()
من از عمرم چه فهمیدم؟ نفهمیدم چه فهمیدم! همون اندازه فهمیدم که فهمیدم نفهمیدم (قسمتی از دفتر خاطرات یک ترک)
تو آسمون؛ همیشه؛ از یه ارتفاعی به بعد؛ دیگه هیچ ابری وجود نداره؛ پس هر وقت آسمون دلت ابری شد؛ با ابرا نجنگ؛ فقط؛ اوج بگیر......
![]()
![]()
چندی ست که بیمار وفایت شده ام ... در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی ..... مسئول تویی که من فدایت شده ام
![]()
![]()
![]()
پسره داشت گريه می کرد باباش پرسيد چی شده؟ گفت : عاشق شدم ! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت : هر کسی که شما صلاح بدونيد
![]()
![]()
![]()
![]()
حرکات حین چس زدن: خیره شدن به چشم اطرافیان، حفظ عتماد به نفس برای جلوگیری از لو رفتن، تلاش برای از بردن بو ،گریختن از محل حادثه
![]()
![]()
![]()
مي دوني فرق تو با يانگوم چيه؟ يانگوم جواهري در قصر ولي تو يه قصر جواهري !...
![]()
![]()
![]()
![]()
معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت، لباش بیشت، تیپش بیشت، دختره برگشت گفت: گم شو اشغال ، معتاده گفت: انزباط شفر
![]()
![]()
![]()
![]()
شب هنگام ، بدون تو ،به یاد تو ، در حسرت تو، به امید تو ،در انتظار تو
![]()
![]()
![]()
![]()
اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام .... قد بکش رو باور من زیر سایه بون دستام...
![]()
![]()
![]()
یه مگس جلو اینه تیپ میزده بهش میگن : خبریه؟ مگه: اره، سر کوچه ریدن!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
میخوام یه اتوبوس بسازم ،اتو دارم ولی بوس ندارم ،یه بوس میدی بسازم
![]()
![]()
![]()
![]()
هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه كس ي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه دار ي و اشك ميريز ي برات اشك ميريزه ... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه ... و عاشقه كسي باش كه دوستت بدار
![]()
![]()
اگه دبیر ریاضی بودم بهت ثابت میکردم که چه جوری شعاع نگاهت از مرکز قلبم میگذرد!۱!
![]()
![]()
![]()
![]()
یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مینا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 17:53 موضوع | لینک ثابت
- شبيه عكستون نباشيد:
عكستون مال اون دوراني باشه كه لاغر بوديد يا موي بيشتري داشتيد. حتي ميشه عكس يكي ديگه رو استفاده كنيد: دخترتون! (ملت هم حتماً پيش خودشون ميگن دوقلو هستند! نه؟! ) يا عكس يه مانكن كه از يه سايت كش رفتين (قبلاً گفته بودين كه هميشه دوست داشتين يه مدل باشين!) يا عكس يه بابايي كه تقريباً داداش دوقلوتونه (كه البته از اون نوع دوقلوهاي غير همسان ديگه!)
۲- مرتب نباشيد :
درست همون لباسي رو بپوشيد كه جعه شبها در خانه تنتون مي كنيد چون مي خواهيد همون جوري كه هستيد به نظر بياين! همينه كه هست! شايد هم اين از لطف شما باشه كه طرف از همين حالا بفهمه كه اگر باهاتون ازدواج كرد جمعه شبا چه ريختي هستيد.
۳- دير كنيد:
هيچ چيز ديگه اي به غير از دير كردن بي خيالي شما رو نشون نميده! امكان داره كه زود رسيدنتون اين مزيت رو داشته باشه كه قبل از اينكه طرف ببيندتون شما ببينيدش، در صورتيكه دير كردن نشون ميده كه مهمتر از اوني هستيد كه مودب باشيد.
۴- كيف پولتونو جا بگذاريد:
با گفتن “كيفمو جا گذاشته ام” بلافاصله تبديل به يك آدم گدا گشنه مي شويد. مرد و زن هم ندارد! آقايون توجه كنند كه اگر قرارتون كافي شاپه، خيلي افته كه براي اينكه آدم خوبي به نظر بياين هر دو فنجان را حساب كنيد. خانومها هم توجه كنند كه آقايون حواسشون هست كه شما مي خواهيد ميز را حساب كنيد حتي زماني كه ظاهراً مي خواهند هر دو فنجان رو حساب كنند.
۵- با موبايلتون صحبت كنيد:
موبايلو روشن كنيد و بذارين رو ميز، بين خودتون و طرف. همه تماسها رو جواب بدين و هر چقدر كه دلتون خواست صحبت كنيد و طرف هم انگار نه انگار كه وجود داره! دليل اصلي جنگ و دعواها موبايله و سر قرار، به جز موارد اضطراري، كاملاً اضافي است.
۶- خالي ببنديد:
مامان بزرگا معمولاً نصيحت مي كنن: “چاخان نكن!”. چقدر هم راست مي گن. مخصوصاً سر قرار.
با اين وجود اگه نميتونين طاقت بيارين، از ماشين گرونقيمت يا ساعت رولكستون صحبت كنين. آنقدر آدم مهمي هستيد كه سرِ كار، ملت به دست و پاتون ميوفتن! به واكنش طرفتون دقت كنيد…البته اگر تا حالا نرفته باشه!
۷- غر بزنيد. نق بزنيد. ناله كنيد :
از اينكه هيچ كس به حرفتون گوش نمي ده صحبت كنيد و بگيد كه دنبال يك گوش شنوا هستيد. از بيماريها و مخصوصاً غذاهاي عجيب و غريبي كه مي خوريد صحبت كتيد. اونموقع متوجه مي شيد كه طرفتون چقدر دمغ شده. حالا در همين مورد ناله سر بديد و اين قرار رو هم به ليست قرارهاي نافرجام اضافه كنيد.
۸- گستاخ باشيد:
هم نسبت به طرفتون و هم دوروبريها! با پيشخدمت بد صحبت كنيد و انعام ندهيد. به خاطر سرويس دهي ضعيف به مديريت شكايت كنيد. از طرفتون بپرسيد كه آخرين بيماري مقاربتيش چي بوده و عقيم شده يا نه؟! اگر جداً ميخواهيد تعارف رو بگذاريد كنار تا نبوغتون فوران كنه، بهتره آروغ بزنيد، گاز صادر كنيد، با زخماتون ور بريد، انگشت تو دماغتون بكنبد يا تو مشتتون فين كنيد.
۹- سكسي* باشيد:
به طرف بگوئيد كه با ديدنش حالي به حالي ميشويد و دوست داريد لخت ببينيدش. خيلي زود و سريع پيشروي كنيد و با وجود واكنشهاي او مشغول لمس كردن و بغل كردن و بوسيدنش شويد.
. لباسهاي خيلي تنگ و كوتاه و كلاً ناجور بپوشيد. سگسي صحبت كنيد! بلند بلند!
۱۰- جوكهاي ناجور بگوئيد:
آدم با نمكي هستيد و شنيدين كه مردم از جوكهاي ناجور خوششون مياد، پس بسم ا… . حتماً طرفتون هم از اين جور جوكها خوشش مياد. بالاخره شريك زندگيتون بايد جنبه جوك داشته باشه! نه؟!
نوشته شده توسط فهیمه در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 14:40 موضوع مطالب جالب و خنده دار | لینک ثابت
درباره وبلاگ

آهای تو که الان اومدی اینجا و داری اینو میخونیو مفتی مفتی خوش به حالت شده یه نظرم بنویس که ما هم خوش به حالمون بشه!
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
اس ام اس های جدید
گالری عکس
دانلود موزیک های جدید
جدید ترین کلیپ ها و برنامه های موبایل
شعر و مطالب عاشقانه
مطالب جالب و خنده دار
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
www.agna.blogfa.com
www.agna.blogfa.com